"عشق فقط حسین عليه السلام"با وضو باش تا هميشه بتوني اسم ارباب حسين عليه السلام رو ببري

|
سر نهم در کوی عشقت، جان دهم در راه عشقت |
من چه گویم که جز عشقت سر و جانی ندارم |
|
عاشقم، جز عشق تو در دست من چیزی نباشد |
عاشقم، جز عشق تو بر عشق برهانی ندارم |
میگه شنیدم خارجی اوردن به شهر همه باور کرده بودن
میگفت سر سفره نشسته بودیم غذا می کشیدین دختری
کوچیکی داشتم گفتم دخترم چرا غذا تو نمخوری گفت بابا
سیرم گفت هرچه اسرار کردم نخورد گفت مادرش جون بابات
ناراحت میشه گفت بابا اخرش یه دوستی پیدا کردم می گفت
سه روز غذا نخوردم گفتم دخترم کیه گفت بابا اسمشو نگفت
گفت تو این عالم یه عمه دارم اونم اسمش زینبه می گفت
نصف شب دیدم این دخترم زد بیرون من هم دنبالش تا ببینم
رفیقش کیه از کجا امده دیدم ارو ارو م میره تا رسیدیم به خرابه ای
می گفت من واسادم دیدم دخترم غذا را زد پشتش می گفت چند
تا خانم اند دارن لتمه می زنن می گفت این دخترم وایساد دیدم
یه خانمی قد بلندی از اون جمع بیرون امد دست دخترمو گرفت
دخترم با کی کار داری واسه چی امدی اینجا گفت خانم امدم رفیقمو
ببینم دخترم رفیقت کیه خانم نگفت فقط گفت عمه ام زینبه دیدم
اون خانم نشست گفت دخترم دیر امدی
در حیرتم از مرام این مردم پست این طایفه زنده کش مرده پرست