تبليغاتX
ارباب دو عالم حسین

ارباب دو عالم حسین

"عشق فقط حسین عليه السلام"با وضو باش تا هميشه بتوني اسم ارباب حسين عليه السلام رو ببري

" بسم الله الرحمن الرحیم، هذا ما أوصت به فاطمة بنت رسول الله صلّى الله علیه وآله أوصت وهی تشهد أن لا إله إلاّ الله وأنّ محمداً عبده ورسوله، وأنّ الجنة حق، والنار حق، وأنّ الساعة آتیة لا ریب فیها، وأنّ الله یبعث من فی القبور، یا علی: أنا فاطمة بنت محمد، زوّجنی الله منک لأکون لک فی الدنیا والآخرة، أنت أولى بی من غیری، حنّطنی وغسّلنی وکفّنی باللیل وصلّ علیّ وادفنی باللیل ولا تعلم أحداً، وأستودعک الله وأقرأ على ولدی السلام إلى یوم القیامة "

ادامه مطلب
نوشته شده توسط نوكر ارباب حسين در سه شنبه بیست و ششم تیر 1386

لينك مطلب

السلام عليك يا حجة اللّه فى ارضه، السلام عليك

گاهى احساس مى كنم بغض سنگينى قلبم را مى فشارد و راه اشك بر چشمانم بسته شده است، مى دانم... زمانه فاصله زيادى ميان من و تو افكنده، ولى بگذار، حال كه به زخم «شيعه اثنى عشرى» دچار شده ام در هواى مه آلود «ظلمت نفس» فرياد برآورم، و با قطرات بارانت، خود را شستشو دهم.

مهدى جان! اى درخشنده ترين آفتاب هستى بخش، بتاب، كه خورشيد و ماه منتظرند تا از انوار طلاييت روشنايى گيرند و به نام هستى بخش تو را در گوش همه ذرات عالم زمزمه كنند، اى آفتاب! بتاب كه خلايق منتظرند تا با تو، به خود آيند و در اين بازيافت، سرّ دلدادگى به تو فاش مى شود.

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط نوكر ارباب حسين در شنبه بیست و سوم تیر 1386

لينك مطلب

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط نوكر ارباب حسين در دوشنبه هجدهم تیر 1386

لينك مطلب

 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط نوكر ارباب حسين در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386

لينك مطلب

اگه علی علی گفتن جرم است ، پس علی علی علی

ادامه مطلب
نوشته شده توسط نوكر ارباب حسين در یکشنبه دهم تیر 1386

لينك مطلب

ام البنین بعد از شهادت حضرت به مولا گفت به خونت میام بخدا به خاطر

اینکه برای فرزندات مادری کنم نمیام مولا گفت منظورت چیه ام البنین گفت

 میام تا کنیزی بچه هاتون رو بکنم فاطمه که همسر شما باشه بانوی سرور

 منه در حق بچه های اون هر چی کنم بازم کمه خواهش میکنم علی پیش

 فرزندات من رو فاطمه ام صدا نزن اومدم اگه بتونم از شما حمایت کنم و

برای حسین تو یه یک علمدار بیارم و اسمش رو عباس میذارم و بهش هی

 میگم تا همیشه قدر حسین رو بدونه و توی بی کسی هاش همه کس

اون باشه میگم باید تا کربلا باهاش بری و از خواهرت زینب حمایت کنی

بهش میگم بازوی تو نور حسین فاطمه هست جلوی اون نور سایه ننداز من

 اینجا آمده ام تا همدرد تو باشم و جون عباسم رو فدای زینب بکنم

 

حالا ببینید علی در مقابل این حرفها چی میگه

من تو رو نیاوردم که برای بچه هایم مادر کنی من تو رو آوردم تا بالا سر بچه

هایم یه فرشته نگهبانی بده

(بخدا این از اون حرفهایی هست که توی دلم هست و از دلم بیرون داره

میاد ) من تو رو نیاوردم که فاطمه صدات بزنم من اوردم تا ام البنین صدات

کنم من تو رو نیاوردم که برای حسینم یه اعلمدار بیاری آوردم تا برای

حسینم یه ابوالفضل بیاری من نیاوردم که ابوالفضلت جونش رو برای زینب

فدا کنه من اوردم تا برای حسین و زینب فدا کنه

ادامه مطلب
نوشته شده توسط نوكر ارباب حسين در سه شنبه پنجم تیر 1386

لينك مطلب